X
تبلیغات
***خاطرات هاچ زنبور عسل***

سلام به همه مامانا وهمه خانوما

یالا رو کنین ببینم روز زن چی گیرتون اومده ؟

خب خودمم اول میگم

همسری : یه شاخه گل رز تزیین شده با یه جعبه شیرینیدر اولین دقایق بامداد روز یکشنبه

محسن جونم : یه کلیپس از همین کلیپسا که خودش اندازه یه کله اس

اداره امونم :یه چیزی همراه با جشن  که من به جشن نرسیدم چون خواب موندم

مهم همون هدیه اشون بود که گیرم اومد

شماها چی ....؟

+ تاريخ دوشنبه 1393/02/01ساعت 10:53 نويسنده هاچ زنبور عسل |

اونموقع که پولشو داشتیم  پاسپورتامون آماده نبود

وقتی پاسپورتامون آماده شد پولش لا موجود شد

حالا که تقریباً دو تاش آماده شدن اصن جا نبود برا ثبت نام

چن شب پیش به داداشم گفتم اگه مام یه پارتی داشتیم کارمون سه سوته درست میشد

برگشت بهم گفت دنبال پارتی مارتی نگرد برو در خونه خود حضرت رسول(صلوات الله علیه) دست به دومن

خود پیامبر بشو

راس میگفت ولی عوض اینکه من جدی بگیرم(چون خطابش به من بود) همسرم جدی گرفت

میگفت بعد نماز صبح متوسل شدم به خود پیامبر گفتم یا محمد (ص)خودت کارمونو درست کن

بازم جدی جدی نگرفتم وقتی گفت رفتم با یه آژانسی صحبت کردم اسمامونو گذاشته تو لیست رزرویا

گفته اگه انصرافی داشته باشیم خبرتون میکنیم

گفتم مگه میشه کسی برا این سفر انصراف بده

بعد یه روزکه رفته بود برا پیگیری:

دو تا تاریخو بهش اعلام کردن یکی اواخر اردیبهشت یکی هم اوایل خرداد

اواخر اردیبهشت می شد عمره  رجبیه که میگن خیلی ثواب داره

اوایل خرداد هم میشد هم رجب هم شعبان که علاوه بر ثوابش میشد دوتا عمره

وقتی تاریخارو گفت اضافه کرد البته 50،50 هه هنوز مشخص نیس کامل

تاریخایی که ما قبل از عید تا اومدیم ثبت نام کنیم همه ظرفیتاش پر شده بودن وهیچ کاروانی جا

 نداشت

سر از پا نمیشناختم گفتم کاش همون اول خرداده بشه که بتونیم دو تا عمره رو هم ،به جا بیاریم

میگفت توکل کن به خدا ،اگه اواخر اردیبهشت بشه خوبه و اگرم اوایل خرداد خوبتره

میگفت من از خود حضرت رسول خواستم بهترینو برامون رقم بزنه

همکارم که از مدتها قبل ثبت نام کرده بود برا 31 اردیبهشت تعجب کرده بود میگفت فک نکنم بشه ها

ما خیلی وقت پیش کارامونو کردیم شما الان بخوایین  اقدام کنین ینی میرسین

غافل از اینکه پارتی ما خیلی کلفت بود سفارشاش رد خور  نداشت

اگه اونا بخوان هیشکی دیگه جلو دارشون نیس ،نمی تونه که باشه البته

 وکمتر از سه روز بعدش اعلام کردن که مدارکتونو بیارین برا اخذ ویزا

:کی؟ کجا ؟چه وقت؟

:دونفر در تاریخ اول خرداد انصراف دادن برا اون تاریخ

اصن از وقتی فهمیدم منگ منگم (دیروز قطعی شد)

نمیدونم چیکار باید بکنم

حساب کردم دیدم حدود 40 روزه دیگه میشه

اول خواستم تا نزدیکای رفتنمون هیچی نگم  تا مطمئنتر شم

ولی پیش خودم گفتم بذار کمک بگیرم از اوناییکه رفتن

بذار همه معلومات و مشهوداتشونو بپرسم

من فقط شنیدم اینجوری ام وای به حال شماها که رفتین و دیدین

جاهایی نفس کشیدین که پیامبر واهل بیتش نفس کشیدن

آخ کوچه های بنی هاشم....

داداشم دیشب میگفت میری اونجا بر میگردی فک میکنی تو خواب بودی

از همین حالا شروع کن همه اونچه رو باید بدونی یاد بگیر از همین حالابرنامه ریزی کن برا لحظه به

لحظه حضورت تو مکه ومدینه

طوریکه بتونی بیشترین استفاده رو بکنی

طوریکه وقتی برگشتی حسرت وقتایی که بیهوده تلف کردیو نخوری

قرار شده یه سری کتاب وفیلم برام بیاره

می خوام به لطف خدا تا اونجاییکه می تونم خودمو تجهیز کنم به اونچه که باید بدونم

بچه ها لطف کنین دانسته هاتونو در اختیارم بذارین

 

پ ن: راستی به لطف خدا 27 رجب همزمان با مبعث رسول الله(صلوات الله علیه) مام مدینه ایم

ان شا الله تعالی

اینم شده مث مشهد امسالمون تا نرم باورم نمیشه پر از حس استرس ودلهره وشور وشعف وخلاصه

هر حسی بگین هستم برام دعا کنین

خدایا شکرت :سالی که نکوست از بهارش پیداس

 

+ تاريخ چهارشنبه 1393/01/20ساعت 8:58 نويسنده هاچ زنبور عسل |